تبليغاتX
khatere_jon
غم

توکه دربتورمهتابی عشق رنگ دریاداری فکرامروزت باش به کجامینگری؟

زندگی ثانیه ای است .وسعت ثانیه را میفهمی؟

میشود مثل نسیم بال در بال پرستو بوسه بر قلب شقایق بزنیم

بودنت تنها نیست تو خداراداری ومن................

آرامش چشمان تورا

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 12:41  توسط khatere | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 12:36  توسط khatere | 

 

سالها لبخندراکم داشتیم

خلوتی پرشور باغم داشتیم

کوچه های خستگی بودوملال

صدخیابان مبهم پر درد داشتیم

گاه گاهی قهر گاهی آشتی

مهربانی را مسلم داشتیم

سفره ی ما گرچه بوی بوی نان نداشت

دوستی های مصمم داشتیم

کی؟کجا؟ازخاطره من می رود

طعم شبهایی که باهم داشتیم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 12:29  توسط khatere | 

گریه

بس که دردل غصه دارم گریه می گیرد مرا

ابردلتنگ بهارم ُگریه میگرد مرا

نیستی و بی نگاهت ُسمت دل بارانی ست

جنگلی بی بادو برگم گریه می گیرد مرا

حال و روزم را مپرس از من که از درد فراق گریه

رفته از کف اختیارم ُ می گیرد مرا

شمعم و مشتاق پرواز پرپروانه ای

سرگذشتی تلخ دارم گریه میگرد مرا

روزگاری ُروزگاری داشتم داشتم اما اکنون

سنگ خاموش مزارم گریه میگیرد مرا

نیست پایانی برای قصه های درد من

بس که در دل گریه دارم گریه میگرد مرا.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 12:26  توسط khatere |